تبليغاتX
( غم عشق )

( غم عشق )

 

                    zendegie siah

 غربت من هرچي كه هست..


      از با تو بودن بهتره


        آخر خط زندگي


         اين نفساي آخره..



     وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير ميشم


   وقتي با يك زخم زبون، از اين و اون دلگير مي شم


                        اين آخره راه ديگه


                        بايد كه تنها بميرم


         بايد تو اوج بي كسي، تو غربت آروم بگيرم


            بايد برم، بايد برم، بايد كه بي تو بپرم


         آخ كه چه سنگين مي زنه،اين نفساي آخرم



        سكوت من نشونه رضايتم نيست، مي دوني


       گلايه هام را مي توني از توي چشمام بخوني


      بگو آخه جرمم چيه، كه بايد اين جور بسوزم


       هيچي نگم، داد نزنم، لبام را رو هم بدوزم



       دربدر غزل فروش منم كه گيتار مي زنم


  با هر نگاه به عكست انگار من خودم را دار مي زنم


                   نفرين به عشق، به عاشقي


                نفرين به بخت، به سرنوشت


      به اون نگاه كه عشقت را تو سرنوشت من نوشت


                    نفرين به من، نفرين به تو


                    نفرين به عشق من و تو


          به ساده بودن من و به اون دل سياه تو

+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387 12:27 توسط ×-.علی.-×black::.::. |


               

       حالا كه ميخواي بري ، نميخواد بهم بگي

                 عاشقمي و منو خيلي دوستم داري

             واسه ي نبودنم ، خدا خدا نكن

         وقتي كه رفتي از پيشم پشتتم نگاه نكن

+ نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد1387 18:56 توسط ×-.علی.-×black::.::. |


در دياري که نيست کسي يار کسي کاش يا رب نيفتد به کسي کار کسي هر که عاشق شد منت از صد يار مي بايد کشيد بهر يک گل منت از صد خار مي بايد کشيد من به مرگم رازيم اما نمي آيد اجل بخت بد بين،از اجل هم ناز مي بايد کشيد دل من شکست کسي صدايش را نشنيد آري،دل مرد بي صدا مي شکند...

+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387 17:3 توسط ×-.علی.-×black::.::. |


 ~به نام نامی عشق~

 

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده ازگل

 

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

 

 خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد روهم

قول نداده

  

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

 

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

 

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

 

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

 

رود خونه هاگل آلود و عميق نباشن

 

 قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

 

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق

 

جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز

 

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس.

 

 نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

 

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

 

زياد تو دست انداز نمون